شکرانه...
آن سوی ناکامی ها خدایی است ، که داشتنش جبران تمام نداشته هاست.. خدایا... ما را انچنان به دنیا خیره مکن، که چشم دیدن "دین" را نداشته باشیم...
برکت پروردگار مثل باران است اگر میبینی خیس نمی شوی جایت را عوض کن...
دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است " السلام علیک یا صاحب الزمان (عج) "
در تمام رنج هایی که می بریم، صبر ، اوج احترام به قوانین الهی است...
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 9:26 :: نويسنده : دل حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
ادامه مطلب ... خدایا... کجای زمین از تو خالیست که خلق ،تو را در آسمان می جویند...
برای چراغ های همسایه ات هم نور آرزو کن بی شک حوالی ات روشن تر خواهد شد...
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 16:46 :: نويسنده : دل در موسم سخت ابتلا می آییم یکشنبه به یاد شهدا می آییم حاشا که برای نان ،"ولی" بفروشیم حالا که "علی" گفته بیا،می آییم...
خطا از من است ، می دانم از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد" اما به دیگران هم دل سپرده ام از من که سالها ست گفته ام "ایاک نستعین" اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن .... بیش از همیشه دلتنگم ...
جمعه 20 بهمن 1391برچسب:, :: 11:55 :: نويسنده : دل
گفت : كسي دوستم ندارد . مي داني چقدر سخت است اينكه كسي دوستت نداشته باشد ؟ تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي . حتي تو هم بدون دوست داشتن ...! ادامه مطلب ... پنج شنبه 19 بهمن 1391برچسب:, :: 23:18 :: نويسنده : دل
اسمانی شدن از خاک بریدن می خواست بی سبب نیست که فواره فرو ریختنی است...
سه شنبه 17 بهمن 1391برچسب:, :: 11:1 :: نويسنده : دل
عاشق می خواست به سفر برود ، روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست ، هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت ؛ هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه میکرد. او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته چمدانش جا داده بود و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت اما سرانجام روزی خدا به او گفت : عزیز عاشق ، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود ؟ چمدانت زیادی سنگین است ، با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی ؟ ادامه مطلب ...
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است ولی در نماز پایان است... شاید پایان نماز،آغاز دیداری است...
گاهی اوقات باید خدا رو شکر کنی یا اصلا بغلش کنی و ببوسیش که به چیزی که یه روزی میخواستی نرسیدی ...
جان،امانتی است که باید به جانان رساند اگر خود ندهی،می ستانند... فاصله ی هلاکت وشهادت، همین خیانت در امانت است...
انان که به بیداری خداوند اعتماد دارند راحت تر می خوابند...
شنبه 14 بهمن 1391برچسب:, :: 15:44 :: نويسنده : دل
من فراموشکارم... گریه ام ، ندبه ام؛ آن دعای فرج پرسوزم؛ می رود از یاد به هنگام گناه...
دو شنبه 9 بهمن 1391برچسب:, :: 18:20 :: نويسنده : دل
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند ، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم ...
در عرش صدای ارجعی پیچیده است یا ایتها نفس بیا برگردیم...
یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را مثل : بابا، مامان، پدربزرگ… جمعه 6 بهمن 1391برچسب:, :: 23:14 :: نويسنده : دل
آنچه انسان را غرق می کند، در آب افتادن نیست
جمعه 6 بهمن 1391برچسب:, :: 11:57 :: نويسنده : دل
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ، این یعنی من خانه ای دارم ...
پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:, :: 10:16 :: نويسنده : دل
خدایا شکرت... شکرت که سایه ی پدر و مادر روی سرمه... شکرت که دارم توی ارامش زندگی میکنم ... شکرت به خاطر همه چیز...
خدایا ... مرا محروم کن از داشتنهای خطرناک حتی اگر اشک بریزم التماس کنم، مرا محروم کن از عسلهای مسموم از مارهای خوش خط و خال، لذتهای اندوه بار،ای مهربانتر از من نسبت به من...
پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:, :: 10:6 :: نويسنده : دل
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم ، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم ...
سه شنبه 3 بهمن 1391برچسب:, :: 12:8 :: نويسنده : دل
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم ، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم ...
دو شنبه 2 بهمن 1391برچسب:, :: 14:2 :: نويسنده : دل
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام ...
برای دردهایم نشانه می گذارم تا یادم بماند کجادست خداوند را رهاکردم
خدایا دقیقأ همون جایی دستمو گرفتی که میتونستی مچمو بگیری…
الهی پیشانی بر خاک نهادن آسان است دل از خاک بر داشتن دشوار...
سلام عشقم ممنون که امروز رو به من هدیه دادی سعی میکنم از این هدیه به خوبی استفاده کنم
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||
![]() |