شکرانه...
یک شنبه 6 بهمن 1392برچسب:, :: 20:16 :: نويسنده : دل
یه وقت هایی هست که دوست داری خودت نباشی... یا دوست داری کلا نباشی... دنبال یه تنهایی میگردم که بشینم فکر کنم،به خودم، به کارام، به رفتارم... چرا اینقدر تغییر کردم؟؟ چرا دیگه تو چشای اطرافیانم رضایت قدیم رو نمیبینم؟؟ چرا دارم عزیز ترین کسم رو عذاب میدم...؟؟ چرا تغییر کردم ؟؟؟
نظرات شما عزیزان:
سلام. فکر کردن خیلی خوبه، به ویژهی دربارهی تکالیفمون... اگه کارهایی که به عنوان تکلیف روی دوشمون هست، درست انجام بدیم و طرف معامله رو خدا بدونیم نه کس دیگه؛ خیلی راحتتر میتونیم اهل مدارا و گذشت باشیم.
سیرهی شهدا، به زیبایی راههای زندگی الهی رو بهمون نشون میده. یا علی ![]() پاسخ: ممنون از حرفای قشنگتون...
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||
![]() |